چگونه ۳ شرکت برای تغییر جهت کسب و کار خود از تحقیقات بازار استفاده کردند

  • ایجاد شده در تاریخ: ۹ بهمن, ۱۳۹۸
  • توسط: ندا فهیم
چگونه ۳ شرکت برای تغییر جهت کسب و کار خود از تحقیقات بازار استفاده کردند

شما تحقیقات بازار اولیه خود را انجام داده و طرح کسب و کار شرکتتان را بدون بررسی تایید کرده اید. پس تمام چیزی که باقی مانده، اجرا است. تیم فوق‌العاده شما ایده تان را به کسب و کار تبدیل می کند، همزمان که کاربران جدیدی پیدا می کنید، چند فروش اول خود را خاتمه داده و ویژگی های عالی جدیدی برای وبسایتتان ایجاد می‌کنید. درآمد اندکی افزایش می یابد، سپس متوقف می شود، بعد افت می کند، اما شاید فقط این فقط چیزی شبیه سکسکه برای شرکتی جوان باشد که می‌خواهد همه چیز را پیش ببرد.
یک شرکت فناوری بزرگ محصولی شبیه به شما ایجاد می کند، اما شما با تأکید بر ویژگی هایی که ورژن محصولتان را منحصر به فرد کرده است، دوباره به کارکنانتان قوت قلب می دهید. تعداد کمی از مشتریان کاهش می یابند؛ تعداد کاربران کاهش می یابد. گروه کارکشته ی شما متشکل از توسعه دهنده های با استعداد، سه ویژگی جدید عرضه می کند اما اکنون شما احساس ناامیدی می کنید.نگران نباشید شما میتوانید با تغییر جهت کسب و کار خود را بهبود دهید.

ممکن است زمان چرخش فرا رسیده باشد

«چرخش» یا تغییر جهت همیشه در موارد بزرگ و کوچک رخ می دهد. به بیان ساده، یک شرکت وقتی برخی از جنبه های تجارت خود را به صورتی اساسی تغییر می دهد، برنامه خود را نیز به طور کلی  تغییر می دهد. گاهی اوقات شرکت با تاکید بر یک ویژگی جدید بر روی همان محصول، به سادگی تغییر جهت می دهد. شرکت های دیگر یاد خواهند گرفت بر روی پایگاه مشتریان کاملا جدیدی متمرکز شوند. هنوز هم افرادی وجود دارند که یک شبه تمام کسب و کارشان را تغییر دهند.

ابتدا بگذارید نگاهی داشته باشیم به تعدادی قاعده برای زمانی که باید چرخش صورت گیرد (و زمانی که نباید تغییر جهت داد). سپس، چند مثال مشهور و نحوه استفاده هر یک از شرکتها از تحقیقات بازار به منظور گرفتن تصمیم سخت (اما در نهایت موفقیت آمیز)، خود را بررسی خواهیم کرد.

چه زمانی باید تغییر جهت داد؟

  • شما تیمی بااستعداد، اما محصولی بدون توانایی کشش دارید.
  • در یک صنعتِ در حال رشد هستید، اما رقیبی بزرگتر با سرمایه گذاری بهتر در محصول خاصتان، شما را مغلوب نموده است.
  • مشتریان شما بخش کوچکی از کسب و کارتان را دوست دارند، اما قسمت های دیگر آن را دوست ندارند.
  • شما یک خط از محصولات دارید که یک یا دو تا از آن ها موفق بوده اما باقی ده تای دیگر ناموفق هستند.
  • شما فناوری باور نکردنی دارید، اما مردم از آن به روشهایی متفاوت با توصیه و دستور کسب وکار شما استفاده می کنند.

زمانی که نباید تغییر جهت داد

  • تنها چندماه است که محصول را اجرایی کرده اید (به تست کردن ادامه دهید)
  • همه چیز راجع به کسب و کارتان افتضاح است، از محصول گرفته تا مشتریان و تیم (فقط کار را تعطیل کرده و آن را فراموش کنید)
  • مشتریان از همان ابتدای کار اصلا به آنچه که انجام می دادید علاقمند نبوده اند (ایده بد که ناامید کننده است)

چرخش موفقیت آمیز به معنای ایجاد قدرت نفوذ عناصر خوب شرکتتان و خلاص شدن از عناصر بد آن است. بهترین چرخش ها نشان دهنده ی تحقیقات و نوآوری های وسیع در پس شرط های اولیه ی اشتباه هستند. چرخش های بد تلاش می کنند کسب و کارهای محکوم به شکست را که به سادگی نیاز به پذیرش شکست دارند، بی تقصیر و موجه نشان دهند. همانند همیشه، باقی ماندن در صدر تحقیقات بازار، حتی زمانی که شرکتتان در حال رشد و توسعه است، کلید شناسایی این است که آیا به چرخش نیاز دارید؟ و اگر دارید، چه زمانی؟

زمان چرخش کسب و کار بر اساس تحقیقات بازار

در اینجا چند نمونه معروف از چرخش‌ها (تغییر جهت) موفقیت آمیز و تحقیقات بازار که به آنها در تصمیم گیری کسب و کارها کمک کرده است، وجود دارد:

توییتر – Twitter

چرخش از: Odeo

در سال ۲۰۰۵، ایوان ویلیامز، و بیز استون پلتفرمی برای ایجاد، جستجو و اشتراک گذاری پادکست طراحی کردند. آنها شرط بستند که ایجاد پادکست به رسانه اصلی برای اشتراک گذاری اخبار و انتشار عقاید تبدیل خواهد شد. و در نهایت ثابت کردند که شرطشان درست بوده است، اما نه قبل از اینکه اپل در ماه ژوئن پشتیبانی از پادکست را برای iTunes عرضه کند. ویلیام و استون یک گام به عقب برگشته و بازار جدید را برای جستجوی نرخ درگیری تبلیغاتی کاربران، تکنولوژی و هزینه کسب مشتری بررسی کردند. آنها نتیجه گرفتند که هیچ شانس واقعی ای برای رقابت با اپل ندارند.

با این حال، به سادگی تسلیم نشدند. آنها دریافتند که پلتفرمی که ساخته بودند، مقیاس پذیری و پتانسیل فوق العاده ای دارد. تصور کنید که آنها به ساده کردن بیشتر پلتفرم ادامه داده، و فقط پرتالی ایجاد کردند که در آن مردم می توانستند آنچه را که می خواهند به اشتراک بگذارند. آنها به شبکه های اجتماعی موجود مانند فیسبوک نگاه کرده و نارضایتی مشتری را بررسی نمودند. کاربرانی که فیسبوک را بخاطر به اشتراک گذاری عکس و پیدا کردن دوستان دوست داشتند، گاهی اخبار را کلافه کننده می دانستند. ریسک جدید آنها، توییتر، منبعی از بازگشت به اصول اولیه اطلاعات، با تمرکز بر اخبار و افراد مشهور است. دیوانگی به نظر می رسید اما یکی از موفق ترین چرخش های قرن 21م را علی رغم دشواری های موجود انجام دادند.

اینستاگرام – Instagram

چرخش از: Burbn

کوین سیستروم و مایک کریگر یک سال بر روی یک اپلیکیشن چک-این مبتنی بر موقعیت به نام Burbn کار کردند و حتی یک برنامه تمام عیار برای آیفون توسعه دادند. پس از انتشار برنامه، این تیم عاقلانه تصمیم گرفت تا بازار را دوباره ارزیابی کند. سیستروم گفت: «ممکن است احساس بهم ریختگی کرده، حس کنید که جزئیات زیادی وجود دارد و مورد هجوم ویژگی ها قرار گرفته اید». او و کریگر نیز با واقعیت روبرو شدند: آنها دیر وارد بازیِ فضای مدرن شده و توسط Foursquare مغلوب شده بودند. آنها تقریبا تمام ویژگی های خود را حذف نمودند و تنها عکس ها، کامنت ها، و لایک ها را نگه داشتند. آنها کسب و کارشان را به عنوان اینستاگرام، مجددا برند سازی کردند. با نگاه دقیق به بازار، درک نقاط قوت و بررسی رقبا، قادر به برقراری تماس مناسب با مخاطب شدند.

باقی آن تاریخ است. فیسبوک اینستاگرام را در اواخر سال ۲۰۱۲ با تقریبا سه چهارم میلیارد دلار پول و سهام خریداری کرد.

یوتوب – Youtube

چرخش از:  Tune In Hook Up

یوتیوب به عنوان یک سایت دوستیابی ویدیویی به نام “Tune In Hook Up” آغاز به کار کرد. بنیان گذاران چاد هارلی، استیو چن، و جواد کریم از کشش محدود بازار ناامید شده بودند، اما ایده دیگری نیز داشتند. آنها پس از شکست مفتضحانه سوپر بول Janet Jackson، دریافتند که یافتن ویدیوهای مناسب در اینترنت، بسیار دشوار است. علاوه بر این، حتی زمانی که بتوانید یکی پیدا کنید، سایت ها دارای اشکال و غیر قابل اعتماد بودند. به علاوه، به اشتراک گذاری کار مشکلی بود: پیوست های ویدئویی ایمیل غیر قابل اعتماد بوده و بیشتر سایت ها در ارائه لینک های ویدیویی اختصاصی ناموفق بودند.

این سه نفر بجای تلاش برای رقابت در یک فضای شلوغ، شروع به حل این مشکل کردند. آنها بازار را مورد بررسی قرار دادند و مشخص شد که بهتر از هر کس دیگری می توانند مشکل ویدیوهای آنلاین را حل کنند. گوگل در سال 2006 با 1.65 میلیارد دلار یوتیوب را خریداری کرد.

پیش از آنکه تصمیم به تعطیلی کسب و کارتان برای همیشه، یا بدتر از آن صرف سالها تلاش برای ایجاد یک کسب و کار در حال مرگ، بگیرید- یک مرحله به عقب بازگشته، موجودی بازار را جمع آوری کرده، تحقیقات بیشتری انجام دهید، و تعیین کنید که آیا انجام یک چرخش می تواند شرکتتان را نجات دهد یا نه. این ممکن است هوشمندانه ترین تصمیمی باشد که خواهید گرفت.

منبع

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید

بپرسیم در یک نگاه

بپرسیم اولین پلتفرم نظرسنجی آنلاین برپایه وبسایت و اپلیکیشن است که با ارائه خدمات متنوع مبتنی بر نظرسنجی به شما کمک می‌کند تا با سرعت بیشتر و هزینه پایین‌تر نتایج مورد نیاز خود را در زمینه تحقیقات بازار به دست آورده و با استفاده از اطلاعات حاصله برای درک بهتر جامعه به جهت راه اندازی یا گسترش تجارت و شناخت آسیب های محصول، از متضرر شدن کسب و کار جلوگیری کرده و بر در آمد خود بیافزایید.

خبرنامه بپرسیم

ما هم مثل شما از هرزنامه بیزاریم، به همین دلیل فقط مطالب مفید و اطلاعیه‌هایی در مورد جشنواره‌ها را برای شما ارسال خواهیم کرد.